ای روزگار تلخ پر از محنت و شرار
ای روزگار قاتل عشاق بی قرار
اردیبهشت دلم را شکسته اند
آن مردمان پر از نکبت و غبار
باید که گریه کنم گریه ای ز عشق
بگذار تا بمیرم از دست آن نگار
ای وای که دگر یاریم نمیکند
این قلب رنج دیده عاشق بهار
باشد خدای تعالی ببیند چه میکشم
از ظلم و جور و ستمهای مردم خمار
ترسم که آه و فغان دلم آتشی شود
سوزد تمام زندگانی او را آورد دمار
ای عشق ز «یوسف ثانی» که عاشق است
راهی گریز و رهایش کن از حصار
خال مهرویان...ما را در سایت خال مهرویان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114